n_behar1

نشست علمی – رسانه ای «نقش بحارالانوار در احیای حدیث شیعه»

نشست علمی – رسانه ای «نقش بحارالانوار در احیای حدیث شیعه»، با ارائه بحث علمی توسط حجت الاسلام و المسلمین آقای محمد حسين بهرامی، از سوی انجمن حديث حوزه روز شنبه ۲۷ مرداد ماه ۱۳۹۵ در ساختمان انجمن های علمی حوزه برگزار شد.

با حضور: حجت الاسلام و المسلمين محمد حسين بهرامی
زمان: ۲۷ / ۵ / ۱۳۹۵
مکان: ساختمان انجمن های علمی حوزه

مباحث مطرح شده در اين نشست را در ادامه ملاحظه نماييد:

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین
قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم «لَا خَیرَ فِی‏ الْعَیشِ‏ إِلَّا لِرَجُلَینِ عَالِمٍ مُطَاعٍ أَوْ مُسْتَمِعٍ وَاعٍ.» (الکافی(ط . الاسلامیه)، ج۱، ص ۳۳، ح ۷)
تشکر می کنم از دست اندرکاران انجمن حدیث و دبیرخانه انجمن های حوزه که این فرصت را فراهم کردند و همینطور خیر مقدم عرض می کنم خدمت حضار گرامی. سعی می کنم بحثی را به صورت خلاصه در رابطه با جایگاه اثر عظیم مرحوم علامه مجلسی، بحارالانوار، در احیای حدیث شیعه خدمتتان عرض کنم و بعد هم در خدمتتان هستم اگر نکته ای باشد در حد توان انشاالله در خدمتتان خواهیم بود. من بحث را با شش هفت مقدمه طرح می کنم و بعد هم یک جمع بندی اجمالی خواهم داشت.

n_behar2

الف) فضای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی علامه مجلسی رحمة الله علیه
یک مقدمه اشاره به فضای سیاسی – اجتماعی و فرهنگی علامه مجلسی رحمة الله علیه هست، همانطور که اجمالا مستحضر هستید علامه مجلسی در میانه دوره حاکمیت صفویه بر ایران به دنیا آمدند و در حدود اواخر حکومت این سلسله، به مقام شیخ الاسلامی پایتخت یعنی اصفهان رسیدند. صفویه تیره و طایفه ای بودند که گرایشات صوفیانه داشتند و به مرور با توجه به علاقمندی های حاکمانشان و یک مقداری هم اقتضای فضای آن دوره گرایش به سمت تشیع دوازده امامی پیدا کردند. این گرایش به مرور تقویت شد، به ارتباط وثیق بین حاکمان این دوره و علمای شیعه انجامید و باعث شد باز، ویژگی تشیع دوازده امامی این فرقه تقویت بشود. تعارض جدی که با عثمانی داشتند به عنوان نماد حاکمیت اهل سنت در آن دوره، باز هم رنگ و بوی مذهبی را تقویت کرد تا جایی که به مرور شاید آن گرایشات صوفیانه شان چه بسا بشود گفت که کمرنگ شد و گرایش به تشیع دوازده امامی با محوریت علما و فقهای آن دوره در آنها تقویت شد. صفویه تقریبا از ۹۰۷ تا ۱۱۳۵ بر روی کار بودند و در میانه این دوره یعنی حدود ۱۰۳۷ مرحوم علامه مجلسی به دنیا آمدند و در ۱۱۱۱ یعنی ۲۵ سال قبل از سقوط این سلسله از دنیا رفتند. در این دوره مرحوم علامه مجلسی در اصفهان، در قلب تحولاتی که صفویه در ایران ایجاد کردند، زندگی کردند.
ارتباط صفویه با علما به نحوی بود که علما از سراسر جهان اسلام علمای اسلامی گرد آمدند در اصفهان و به ایران مهاجرت کردند. شخصیتی مثل شیخ حر عاملی از جبل عامل، مثل شیخ بهایی و پدرشان باز از منطقه جبل عامل، از شیراز، مثل فیض کاشانی از اصفهان، مثل علمای بحرین، مثل علمای عراق و نجف؛ اینها معمولا جمع شدند در اصفهان یک دوره ای را در شهر اصفهان حضور داشتند و اصفهان به عنوان مرکز علمی جهان تشیع در آن مرحله مطرح شد. پدر علامه مجلسی هم شخصیت کاملا برجسته ای بود امام جمعه وقت اصفهان بود از جانب حکومت صفوی و این باعث می شد که مرحوم علامه مجلسی در ارتباط وثیق هم با جریان علمی آن دوره و هم حاکمیت آن دوره رشد و نمو پیدا کند، فرهنگ زمانه خودش را و عصر خودش را به خوبی بشناسد و بعدا در آثارش هم متوجه می شویم در ارتباطش با مردم و با بدنه جامعه هم ارتباط قوی و وثیقی بوده. ایشان در این دوره تحصیلات خودشان را در اصفهان انجام دادند و آنطور که خودشان در مقدمه بحارالانوار می گویند و در مقدمه بحار هویدا هست علوم معقول و منقول را تحصیل کردند، اساتید بسار متعددی داشتند که برجسته آنها در معقول مرحوم آقا حسین خوانساری و در منقول پدر بزرگوارشان مجلسی اول بوده. ولی به مرور هم با توجه به نوع نگرشی که بر فکر خود علامه مجلسی بود و هم با توجه به فضایی که در حوزه علمیه آن دوره حوزه اصفهان حاکم بود علامه مجلسی گرایششان به سمت علوم منقول بیشتر شد و در مقدمه بحارالانوار یک جوری اظهار ندامت و پشیمانی می کند مرحوم علامه مجلسی از دوره ای که در تحصیل سایر علوم غیر از علوم وحیانی و علوم رسیده از اهل بیت علیهم السلام سپری کردند به یک نحوی ابراز ندامت و پشیمانی می کنند و می گویندکه ای کاش همه عمرم را صرف حدیث و قرآن کرده بودم و با توجه به جریان اخباری گری که در جامعه شیعه در آن دوره حاکم بود (که تحلیل خودش را دارد) بعد از دوره عقلگرایی که حوزه های علمی شیعه در حله شاهد آن بودند بازگشتی به سمت حدیث داشتند و جریان اخباریگری در اصفهان تا حدی تقویت شده بود ایشان هم گرایش به این سمت پیدا کرد و آثار متعدد حدیثی از خودشان به جای گذاشتند.
در مورد شاگردانشان گفتند بیش از هزار شاگرد داشتند مرحوم علامه مجلسی و در برخی از آثار به اسامی بزرگان اینها اشاره شده. گفته شده ایشان ۷۴ اثر از خودشان بر جای گذاشتند که اولین اثرشان را در سن ۲۵ سالگی تدوین کردند. نکته جالب که برای حوزه های علمه ما، علما و طلاب ما باید مورد توجه باشد این است که از ۷۴ اثر مرحوم علامه مجلسی ۵۴ اثر به زبان فارسی نگاشته شده. یعنی با اینکه زبان علمی آن دوره زبان عربی است ولی بخش قابل توجهی از آثار علامه مجلسی به زبان فارسی است، برای اینکه بتواند با بدنه جامعه و عموم مردم ارتباط برقرار کند. به نحوی می شود گفت اینها آثار ترویجی و تبلیغی بوده بیشتر، تا آن جنبه علمی و پژوهشی و مخاطب قرار دادن علما. این ویژگی به نظر من در علامه مجلسی شاید با توجه به اینکه یک مقدار زبان آن آثار با زمان ما متفاوت شده و ما کمتر با آن ارتباط داریم شاید ما این ویژگی را در علامه مجلسی آن طور که شاید بارز نمی شناسیم و به آن توجه نداریم.
علامه مجلسی در دوره های مختلف مورد توجه علمای ما بوده، مورد ستایش و بزرگداشت بوده و همواره به برجستگی شخصیت ایشان و آثار ایشان اشاره شده ولی در دوره اخیر دو جریان به نحوی سعی کردند علامه مجلسی و آثار ایشان را زیر سوال ببرند، به خصوص شخصیت علامه مجلسی را. یکی از این دو جریان نگاه منفی است که مستشرقان در آثار خودشان مطرح کردند و مستشرقان متعددی در آثار خودشان علامه مجلسی را به لحاظ سیاسی و اجتماعی شخصیتی متعصب، سخت گیر و عامل برخورد بسیار شدید با تصوف و با اقلیتهای مذهبی معرفی کردند. در حالی که این نگاه ساده اندیشانه و یک سویه به نظر می رسد که نگاه صحیحی نباشد. اولا در ارتباط با برخورد با تصوف، باید یک نقدار تصوف را به معنای جریانی که در آن دوره بوده و انعکاسی که داشته و برخی اباحه گری و لاابالی-گری هایی که در جامعه آن روز اصفهان درست کرده بودند باید شناخت که حالا در سفر نامه ها و آثار آن دوره تا حدی منعکس شده و ثانیا نکته ای که در رابطه با برخورد با اقلیت های دینی مطرح شده به نظر می رسد که این نکته هم نکته درستی نباشد.
آقای حامد الگار از مستشرقین در مقاله ای این موضوع را به چالش کشیدند و مستندات سایر مستشرقین را در این ارتباط، در انتسابی که به علامه مجلسی داده اند تا حد زیادی زیر سوال بردند که به نظر می رسد این نگاهی که مستشرقین در صدد القای آن هستند نگاه صحیحی نسبت به علامه مجلسی نباشد.
نگاه دومی هم که وجود دارد برخی از نو اندیشان ما در دوره معاصر از جمله مرحوم دکتر علی شریعتی تصویر نسبتا ناصحیحی از علامه مجلسی برای جامعه ما طرح کردند و ایشان را به نحوی نماد و رهبر تشیع صفوی مطرح کردند. در این نگاه هم به نظرم دو نکته را اگر ما مد نظر قرار دهیم این نگاه تعدیل خواهد شد. ۱: وضعیت فکری که در دوره مرحوم شریعتی بر جامعه ما حاکم بود؛ حاکمیت جریان چپ، تاکید بر مبارزه و درگیر شدن، اولویت اینکار و اینکه ما مبارزه را ، راه درست را صرفا در مبارزه ببینیم. نگاهی که شاید اگر با این نگاه بخواهیم نگاه کنیم حرکتهای علمی برخی از ائمه ما هم به یک نحوی باید زیر سوال برود همانطور که زیدیه معتقد بودند امام کسی است که از بنی هاشم و قریش باشد و شمشیر به دست باشد و به امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) خرده می گرفتند شاید مشابه همان را بگوییم نگاه حاکم بر دوره جناب مرحوم دکتر شریعتی باعث شده که ایشان نگاهشان به حرکتها و زحماتی که مرحوم علامه مجلسی کشیده بسیار سخت گیرانه باشد و واقعیت قضیه را و تاثیری را که مرحوم علامه مجلسی در دوره فعالیت خودشان و در دوره همراهیشان با حکومت صفوی برای حفظ حریم تشیع انجام دادند، اینها نادیده گرفته شود که این هم جریان دومی بود که نگاه منفیشان بر شخصیت علامه سایه افکنده است. با توجه به محدویت وقت من سعی می کنم سریعتر بگذرم.
ب) کتابشناسی بحارالانوار
بعد از معرفی شرایط سیاسی- اجتماعی آن دوره و معرفی شخصیت علامه مجلسی من اجمالا یک معرفی از کتاب بحارالانوار و ساختار آن را خدمتتان عرضه می کنم. در دوره معاصر تقریبا یک کلید واژه ای مشتر ک است بین کسانی که خواستند بحارالانوار را معرفی کنند و آن دائرة المعارف حدیثی شیعه است و انصافا عنوان عنوان زیبنده ای است برای این کتاب. این کتاب کتاب سترگ و عظیم و بی نظیر مجموعه ای است از احادیث در موضوعات مختلف، از منابع متفاوت که در یک کتاب گردآوری شده و به حق ما می توانیم این کتاب را دائرة المعارف حدیثی شیعه بنامیم. یا به تعبیر حضرت امام در کشف الاسرار می توانیم این کتاب را یک کتابخانه از کتابهای حدیثی شیعه بنامیم. یک کتابخانه کوچک که کتابهایش دیگر جدا جدا نیست که ما بخواهیم مطالبی را در هر کتابی جستجو کنیم کتابها در همدیگر ادغام شده اند در یک ساختار یکپارچه ای ما هم زمان به صدها کتاب دسترسی داریم. مرحوم علامه مجلسی در مقدمه یکی از کتابهایشان فهرستی از مصادر کتابهای خودشان را ذکر می کنند ۴۳۶ عنوان کتاب در کتاب بحارالانوار گردآوری شده که از این ۴۳۶ عنوان ۸۵ عنوانش از مصادر اهل سنت است. یعنی مجموعه وسیعی از مصادر شیعی و اهل سنت تقریبا تمام مصادر حدیثی در دسترس آن روز مرحوم علامه مجلسی از آثار حدیثی شیعه و بخشی از مهمترین آثار لغوی و حدیثی اهل سنت پشتوانه تدوین کتاب بحارالانوار بوده که علامه مجلسی با توجه به اینکه در مقدمه می گویند: من تلاش زیادی کردم چون دیدم خیلی از آثار حدیثی دارد از بین می رود در اقصی نقاط جهان اسلام هر جا که با خبر شدم اصلی نوشته ای باقی مانده سعی کردم آنها را جمع آوری کنم. تیمی را همانطور که در مقدمه بیان می کنند مامور این کار کردند، به افرادی سپردند. از کشورهای مختلف سعی کردند بهترین نسخ آثار حدیثی جهان اسلام را گردآوری کنند تا بتوانند بعد از این گردآوری به این نتیجه رسیدند که آن را در یک کتاب واحدی به نام بحارالانوار جمع آوری کنند. این کتاب در ۲۵ جلد نگارش یافته که مرحوم علامه مجلسی تا ۱۵ جلد آن را خودشان پاکنویس کردند، گردآوریش کلا زیر نظر ایشان بوده. بازنویسی ۱۵ جلدش زیر نظر خود ایشان انجام شد و ۱۰ جلد پایانی را دیگر عمر شریفشان وفا نکرد و شاگردانشان این کار را تکمیل کردند، بر اساس خط مشی ای که استاد تعیین کرده بود و موادی که تهیه کرده بود در ۲۵ جلد این کتاب را به نگارش در آورده بودند که بعد در چاپهای بعدی و چاپهای دوره معاصر معمولا چاپ ۱۱۰ جلدی این کتاب مشهور و معروف است. در ۴۴ کتاب اصطلاحا یا به تعبیر امروزی ۴۴ فصل و در۲۴۸۹ باب، این کتاب گردآوری شده. یعنی به تعبیری ما اگر فقط فهرست کتاب بحارالانوار را یکجا گرد آوری و جمع کنیم خودش برای خودش یک کتاب مستقل می شود.
شاید مستحضر باشید مرحوم حر عاملی که معاصر آقای علامه مجلسی هستند کتاب وسائل الشیعه شان معروف است فهرست وسائل را به عنوان یک کتاب منتشر کردند با عنوان من لا یحضره الامام، فهرست آن ۲۰جلد وسایل الشیعه را. خب طبیعتا حجم ابواب و عناوین بحارالانوار بسیار گسترده تر است و واقعا یک کتاب که ما می توانیم دسته بندی مجموعه معارف حدیثیمان را در آن مشاهده کنیم را می توانیم در این کتاب داشته باشیم.
ویژگی های این کتاب، یکی دقت در نقل است. علامه مجلسی بسیار دقیق بودند کتابها را از نسخه های معتبر نقل می کردند یعنی امروز ما بعضی از احادیث را اگر به جای اینکه به نسخه های باقی مانده آن کتاب مراجعه کنیم به نسخه ای که علامه مجلسی در کتابشان نقل کردند مراجعه کنیم معلوم نیست که دقیق تر نباشد از آن نسخه خطی که از همان کتاب برای ما باقی مانده، چون ایشان با اختیار و توانی که داشته این امکان برایش فراهم شده بود که بهترین نسخه های آن روز جهان اسلام را گردآوری کند. بسیار به تصحیف و تحریفها دو اصطلاح حدیثی است تحریف نه به معنای تحریف در قرآن، تحریف و تصحیف در اصطلاح حدیثی یعنی خطاهایی که در بازنویسی کتابها اتفاق می افتد بسیار دقیق بودند سعی می کردند دقیق ترین نقل را بیاورند، به تفاوتها اشاره کنند که شاید کمتر در آن دوره این کار درکتابهای حدیثی مرسوم بود. ویژگی دیگر کار گروهی بودن کتاب بحارالانوار است. هر چند نقش علامه مجلسی صرفا یک نقش نظارتی نبود و در وسط میدان و به عنوان یک عامل کاملا موثر و راهبر این کار بودند ولی کار به صورت یک کار گروهی انجام شده است.
یک جلد در باب عقل و جهل و علم مرحوم علامه مجلسی احادیثی را جمع کردند جلد ۲ و ۳ به موضوع توحید اختصاص دارد، جلد ۴ به احتجاج و مناظرات اهل بیت، جلد ۵ تا ۱۳ تاریخ پیامبر و ائمه، جلد ۱۴ آسمان و جهان و روایاتی که در رابطه با آفرینش موجودات است در آن گردآوری شده است، جلد ۱۵ ایمان و کفر، جلد ۱۶ آداب، در جلد ۱۷ روایتی که مواعظ و اوامر و نواهی اخلاقی اهل بیت در آن است گرد آوری شده است و از جلد ۱۸ تا ۲۴ احکام و موضوعات فقهی آمده است. جلد ۲۵ هم اجازاتی است که از طریق آن کتابهای حدیثی به دست مرحوم علامه مجلسی رسیده است.
سوال: این ۲۵ جلد نسخه خطی بوده است ولی ۱۱۰ جلدش؟
جواب: چاپهای ۲۵ جلدی هم داشته ولی نگارش علامه مجلسی در ۲۵ جلد بوده است. یعنی اینجا که می گوید جلد اول شروع شد جلد اول تمام شد این در ۲۵ جلد بوده. آن ۲۵ جلد را اگر بخواهیم چاپ کنیم یا در دوره ای که چاپ شده بود قطعهای رحلی بزرگ با صفحات متعدد می خواهد برای سهل الوصول شدنش در چاپهای اخیرش به این چاپ ۱۱۰ جلدی تقسیم شده یعنی هر چند جلد از این چاپ ۱۱۰ جلدی یک جلد از آن ۲۵ جلد است.

ج) اعتبارسنجی احادیث بحارالانوار
بعد از معرفی اجمالی این کتاب من یک بخش را اختصاص می دهم به صحبت در رابطه با اعتبار احادیث بحارالانوار چون یک اشکالی که در رابطه با این کتاب مطرح می شود یا یک تصور غلطی که شکل گرفته این است که تا می گویند این حدیث در بحارالانوار آمده است بلافاصله این حرف در ذهن ما می آید که چون این کتاب بحارالانوار مملو از احادیث ضعیف است پس خیلی اعتباری هم ندارد این حدیث کاش در یک کتاب بهتری بود یا از یک کتاب بهتری نقل شده بود. ولی به نظر می رسد که این تصور چندان تصور صحیح و مقرون با واقعیتی نباشد. اولا در اعتبارسنجی این کتاب باید دقت کنیم که این کتاب با هدف گردآوری احادیث تدوین شده نه با هدف گردآوری احادیث صحیح. مرحوم کلینی، مرحوم شیخ صدوق، مرحوم شیخ طوسی در دوره ای زندگی می کردند که ما می گوییم ویژگی کتابشان پالایش احادیث است یعنی می آمدند از بین مجموعه احادیث، احادیثی را گزینش می کردند و در کتاب خودشان می آرودند. نیاز آن دوره این بود که بخشی از احادیث پالایش شود و در یک اثرحدیثی منتشر شود. ولی به نظر می رسد در دوره جوامع ثانویه که در تقریبا به صورت معاصر وسائل، وافی و بحار نوشته شده، هر سه کتاب درصدد تجمیع احادیث هستند، به خصوص علامه مجلسی که تصریح می کند در مقدمه کتابش که نگران هستم این کتابهای حدیثی که وجود دارد و آثار پراکنده ای که هست با گذشت زمان دیگر هیچ اثری از آن باقی نماند. پس اولا هدف ایشان صرفا گردآوری احادیث صحیح نیست. علی رغم اینکه هدف ایشان این نیست و درصدد تجمیع هستند باز تصور اینکه ایشان هر حدیثی را گیر آورده در کتابش آورده تصور صحیحی نیست. ایشان بعضی از کتابها را از جمله کتاب مصباح الشریعه را که منسوب به امام صادق علیه السلام است از آن روایت نقل نمی کند. می گوید من وقتی این کتاب را می بینم، می خوانم علاوه بر اینکه به لحاظ سندی و اتصالش و طریق این کتاب مشکلاتی وجود دارد روایات آن با ساختار بقیه کتابهای شیعه به نظر می رسد که خیلی همسان نیست و به این جهت این کتاب را کنار می گذارد. یا از مصادری که روایات آنها را می آورد اینگونه نیست که از هر مصدری تمام روایات آن را نقل کرده. بعضی از کتابهایی که شهرت دارند به غلو یا برخی از اشکالات دیگر ما می بینیم بعضی وقتها مرحوم علامه مجلسی از یک کتاب فقط یک حدیث را نقل می کند، چهار تا حدیث را نقل می کند. این گونه نیست که همه احادیث این آثار را گردآوری کرده باشد. پس بازهم این سیره عملی علامه مجلسی نشان می دهد که همه احادیث و هر حدیثی را به هر قیمتی در کتاب خودشان گردآوری نکرده اند.
نکته دیگری که می تواند جایگاه کتاب را در ذهن علامه مجلسی برای ما روشن کند، نکته ای است که اولا ایشان در مقدمه و ثانیا در خاتمه کتابشان بیان کرده اند. اولا در مقدمه شان بیان می کنند در یکی از مقدماتشان که، آثاری که من اینجا آورده ام آثاری است که به همه آنها اطمینان دارم و طریق خودشان را به آن کتابها یک به یک ذکر می کنند. می دانید که در نگاه اخباری و در نگاه حتی نه اخباری ها در نگاه متقدمن ما یکی از راه های اعتماد به حدیث شناخت طریق به آن کتاب بوده؛ اگر کتابی معروف و مشهور بود این به معنای پذیرش روایات آن کتاب هم بود یعنی اعتبار می داد به روایات آن کتاب. علامه مجلسی بر همین منوال در مقدمه کتابش می آید طرق خودش را به این کتابها و به نسخه های مختلف این کتابها بیان می کند و اعلام می کند که من این روایات را از کتابهای معتبره و مشهوره گرد آوری کرده ام.
همینطور در جلد ۲۵ همینطور که عرض کردم ایشان فهرست اجازات خودشان را که هرکتابی را از چه استادی و روایتی را از چه استادی اجازه دارند اینها را آنجا ذکر می کنند. به این معنا که پس هر کتابی را در مجموعه اثر خودشان نیاورده اند و دقت کرده اند. ایشان اسناد روایات را به صورت کامل ذکر می کنند و درکتاب خودشان می آورند. البته این که می گویم به صورت کامل در برخی جاها مختصرسازی هایی دارند یک روش مخصوص برای خودشان برای مختصرسازی اسناد دارند که اگر کسی با روش سندی کتاب مانوس نباشد یک مقدار ممکن است برایش سخت باشد ولی ایشان در مقدمه کلید این کار را بیان می کند. مثلا می گوید اگر من گفتم عن الثلاثه شما این سه نفر را به اول سند اضافه کنید اگر گفتم عنهما عن فلان یعنی اینجا این دو نفر را اضافه کنید و این کلید مختصرسازی هایی که انجام می دهد را در مقدمه کتابش می آورد ولی اینگونه نیست که به اسناد بی توجه باشد و اسناد کتاب را نیاورد. هدف ما از بیان این نکته این نیست که بگوییم تمام روایات این کتاب صحیح هست، طبیعتا ما بجز قرآن معتقدیم که کتاب بشری نمی تواند صحیح باشد ولی عرضمان این است، تصویری که از بحارالانوار ایجاد شده است مبتنی بر اینکه تا اسم بحار می آید بخواهد تداعی کند ضعیف بودن روایت را این تصویر به هیچ روی منطبق با واقعیت قضیه نیست.
در کنار این بد نیست به یک نکته دیگر اشاره کنیم آنهم اینکه بعضی اوقات ما می بینیم که در بعضی از آثار دینی نو اندیشانه، روایاتی تضعیف شده که در حقیقت به نظر می رسد به خاطر عدم آشنایی با زبان روایات است، عدم آشنایی با بیان اهل بیت با روایات است. مرحوم امام خمینی رحمة الله علیه در کتاب کشف الاسرارشان وقتی اشاره می کنند به موضوع بحارالانوار در آنجا اتفاقا مثال می زنند می گویند برخی از رویات بحار را هم نباید از جهت ضعف روایت دانست ممکن است ما توجه به معنای آن روایت نداریم، بعد به روایتی اشاره می کنند که در آن آمده خورشید از آسمانی به آسمان دیگر می رسد تا به زیر عرش برسد و در آنجا سجده می کند، می گوید برخی می گویند خب این چه روایتی است خورشید از آسمانی به آسمان دیگر میفرمایند ما نمی دانیم مقصود از خورشید چیست؟ مقصود از آسمان چیست؟ مقصود از سجده چیست؟ همانطور که در آیه قرآن آمده است «وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ یسْجُدان‏»  درخت و بوته سجده می کنند این سجده مقصود چیست؟ هر مقصودی که آنجا می توانیم در نظر بگیریم در آن روایت هم می توانیم در نظر بگیریم. پس این نیست که اگر گفتمان روایت برای ما آشنا نبود بگوییم خب این معلوم است جزو روایات فرض کنید جعلی است و باید زیر سوال برود این روایات. بعضی وقتها نگاه منفی که به روایات بحار ایجاد شده از این جهت هست. این نکاتی بود که در رابطه با اعتبار کتاب بحارالانوار خدمتتان عرض کردم.
د) ویژگی فقه الحدیثی بحارالانوار
نکته ای دیگر که در باره کتاب بحارالانوار اینجا مد نظر قرار بدهم و توضیحی راجع به آن ارائه کنم ویژگی فقه الحدیثی این کتاب است. ما بحارالانوار را به عنوان یک انباره احادیث می شناسیم تصورمان این است که علامه مجلسی یک به قول قدیمی ها یک بقچه ای باز کرده به قول امروزی ها یک هاردی گذاشته آنجا و هر چه گیر آوره ریخته روی سر و کله همدیگر و این ۷۰ هزار حدیثی که در این کتاب وجود دارد را گردآوری کرده، شده کتاب بحارالانوار. ولی واقع قضیه این نیست. این نکته را به طور کلی اشاره می کنم و بعد در رابطه با بحارالانوار که همه مصادر مهم حدیثی ما توسط نویسندگانی نوشته شده اند که هم رجالیان بزرگی بودند هم فقها و حدیث فهم های بزرگی بودند. یعنی ما نمی توانیم کسی را پیدا کنیم که کتاب حدیثی اش معروف و مشهور شده و صرفا کارش نقل روایت بوده بدون اینکه از روایات سر در بیاورد. شما مرحوم کلینی را ببینید، مرحوم صدوق را ببینید، مرحوم شیخ طوسی راببینید، مرحوم فیض کاشانی را ببینید، مرحوم حر عاملی را ببینید و در کنار اینها یا در راس همه اینها مرحوم علامه مجلسی. اگر کتابش مورد توجه قرار گفته به خاطر این است که به لحاظ محتوایی و فقه الحدیثی، کتاب کتاب بسیار برجسته ای است.
ویژگی های فقه الحدیثی علامه مجلسی را ما اگر بخواهیم مثال بزنیم آنجایی که شناخته شده است، کتاب مرآة العقول برجسته ترین شرحی که شاید بشود گفت یا برجسته ترین یا یکی از برجسته ترین شروح که بر کتاب کافی نوشته شده و سایر شرح نویسان معمولا با توجه به شرح برای کتابشان شرح نوشته اند.
خود چینش کتاب بحارالانوار و اینکه ما همه احادیث شیعه را بتوانیم در یک نظام واحدی با این انسجام، با این دقت جای بدهیم خودش دلالت بر تسلط محتوایی مرحوم علامه مجلسی بر احادیث و بر موضوعاتی هست که بر احادیث مطرح شده است.
نوع دسته بندهایی که دارد، طب الائمه، شاید قبل از علامه مجلسی نداریم کتابی به این گستردگی در رابطه روایات طبی. السماء و العالم که یک جلد از آن ۲۵ جلد را به خودش اختصاص داده، آفرینش، ما جایی کسی نداریم که با این نگاه روایات را گردآوری و دسته بندی کرده باشد. و سایر ویژگی هایی که در کتاب بحارالانوار وجود دارد.
بهره گیری از آیات در ابتدای ابواب، ایشان در ابتدای هر بابی ابتدا آیات را می آورند و بعد روایات ذیل آن آیات را، این خودش یک نوآوری و یک کار فقه الحدیثی است. یعنی هم حدیث را می فهمد هم قرآن را می فهمد، ارتباط اینها را با هم می فهمد و اینها را تبدیل به یک باب حدیثی می کند که خواننده بتواند بهترین بهره را از این مجموعه ببرد.
توجه به کتب لغت و نقش ادبیات در تبیین احادیث، ما در قبل از علامه مجلسی در شروحی که نگاشته شده کمتر داریم که اینگونه دقیق به نقش علوم ادبی و به نقش کتب لغت توجه داشته باشند.
در نهایت بیانهایی که علامه مجلسی در ذیل هر دسته از روایات دارد، یعنی ایشان در هر بابی ده تا پانزده تا بیست تا سی تا روایت که می آورد بعد می گوید: «بیان» شروع می کند این روایات را در یک بیان واحدی توضیح دادن. اگر بین آنها تعارضی وجود داشته دارد اگر در آنها ابهامی وجود دارد، اگر کنار هم قرار دادن آنها توضیحی احتیاج دارد، به خوبی در بیانهایشان که اگر همین بیان ها را ما استخراج کنیم خودش یک کتاب مفصل و قابل استفاده است در حوزه شروح حدیثی که در کتاب ایشان آمده است. خلاصه این ها ویژگی هایی است که در کتاب ایشان آمده است و جنبه فقاهتی و حدیث فهم بودن و عالم بودن علامه مجلسی را بیش از پیش نمایش می دهد و ما باید آن تصور خودمان را از چهره علامه مجلسی به عنوان نگارنده کتاب بحارالانوار تکمیل کنیم. با بیان این ویژگی ها و با توجه به جایگاهی که علامه مجلسی و اثر بزرگشان بحارالانوار پیدا کرده، در کتاب شناسی هایی که برای کتاب ایشان نوشته شده من اشاره می کنم به کارهایی که پیرامون کتاب بحارالانوار نوشته شده.
ه) کارهای انجام شده پیرامون بحارالانوار
حدود ۲۹ گزیده نقل شده و موجود است که از بحارالانوار نوشته شده که معروفترین آنها سفینة البحار مرحوم شیخ عباس قمی است که آمده در یک دسته بندی جدیدی بخشی از روایات بحارالانوار را ارائه کرده. ۱۲ مستدرک بر این کتاب نوشته شده. ۲۸ کتاب به عنوان فهرست احادیث این کتاب نوشته شده. ۸ نفر بر این کتاب حاشیه نوشته اند و بیش از ۶۰ اثر ترجمه بر مجلدات مختلف بحارالانوار نوشته شده. البته معمولا این آثار کامل نیستند مثلا ترجمه ترجمه کل بحار را ما نداریم ولی خیلی از کتابهای مورد توجه یعنی مجلدات مورد توجه و مهم بحارالانوار ترجمه های متعددی داشته و افراد مختلفی اقدام به ترجمه کرده اند. مثلا بد نیست اینجا اشاره کنم به یک اثر نرم افزاری که شاید کمتر طلاب و اساتید ما آن را مورد توجه قرار دادند و آن هم معجم موضوعی بحارالانوار است کاری که در مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی انجام شده؛ اثری که قریب به ۲ دهه فعالیت انجام شده. تلاش شده تمام موضوعات مطرح شده در تمام روایات در یک قالب نرم افزاری استخراج شود. حدود ۱۷ هزار کلید واژه، ۹۵ هزار نمایه، و ۱۲۲هزار چکیده از دل روایات این کتاب استخراج شده و کلید خیلی خوبی است برای دسترسی به محتوای کتاب بحارالانوار که عرض می کنم شاید آن گونه که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفته که خودش یک جلسه مجزی می خواهد معرفی این اثر و ویژگیهایش.
و) سه نقش بحارالانوار در احیای حدیث شیعه
در مجموع نکاتی که عرض کردم من یک جمع بندی داشته باشم درباره نقش این کتاب در احیای احادیث شیعه. با توجه به این ویژگی هایی که عرض کردم ما سه بعد مهم را می توانیم بابت تاثیر گذاری کتاب بحارالانوار در حراست و ارتقاء جایگاه حدیث در عالم تشیع ذکر کنیم سه بعد را:
۱- کاری که علامه مجلسی انجام داد احیای نسخ کتب حدیثی شیعه و پیش گیری از اضمحلال آنها بود. ما دوره پیش از علامه مجلسی در دوره حوزه حله خیلی از کتابها را می بینیم که اسمشان هست ولی امروز اثری از این کتابها و نسخ آنها برای ما باقی نمانده است، مورد توجه نبودند. همانطور که علامه مجلسی در مقدمه کتاب خودشان بیان کردند علما دنبال کتابهای مشهور معروف و مورد توجه می رفتند، کمتر توجه داشتند به گردآوری نسخی که ممکن است یک روز در دسترس نباشند. کاری که علامه مجلسی انجام داد با گردآوری آنها در بحار و با توجه به جایگاهی که بحار پیدا کرد یک جوری کمک کرد به حفظ و حراست از آن کتابها که امروز موسسات مختلفی، حتی یک موسسه منحصرا فعالتش در احیای مصادر بحارالانوار خلاصه می شود و در حال احیای این مصادر است، مصادری که علامه مجلسی از آنها نقل روایت کرده است.
۲ – دومین کاری که علامه مجلسی انجام دادند و بسیار کار بدیعی بود، طبقه بندی جامعی بود که ایشان بر روی احادیث انجام دادند. ما کتابهای جامع حدیثی که در راس آنها کتاب کافی مرحوم کلینی است داشتیم، ولی کتابی که واقعا همه موضوعات مطرح در احادیث را در یک منظومه واحد، به نحوی ارائه کند که هر کسی راجع به هر موضوعی در روایات مورد اشاره قرار گرفته بخواهد مطلب پیدا کند، بتواند به آن منظومه مراجعه کند ما شاید، شاید نه به تحقیق، غیر از بحارالانوار اثری به دست ما از قدما نرسیده و بحارالانوار به این ترتیب خیلی از روایاتی که شاید در حالت عادی در یک کتابی بود که ما هیچ وقت به فکرمان نمی رسید این موضوع را برویم در آن کتاب هم ببینیم شاید در آن مطلبی در موردش وجود داشته باشد اینها را آورد در یک منظومه واحد. علی رغم تصور غلطی که امروز راجع به بحارالانوار و ضعف روایاتش وجود دارد شما می بینید وقتی روایات را آدرس می دهند از بحار آدرس می دهند، علتش چیست؟ چون مرجع جامعی بهتر از بحارالانوار برای پیدا کردن این روایات ما نداریم و این کاری که علامه مجلسی انجام داد گامی در احیای احادیث شیعه بود که شاید به خاطر نوع دسته بندی و بسته بندی آثاری که مشتمل بر این احادیث بود باعث شده بود که یک سری از احادیث از گردونه مراجعه علما و علاقه مندان به حدیث خارج شود.
۳- سومین نکته این است که فعالیتی که علامه مجلسی در دوره خودشان انجام دادند و اثر حدیثی که ایجاد کردند، مال همان دوره بود یعنی نه در دوره قبل اگر نوشته می شد بحار می شد و نه بعد از آن اگر نوشته شود بحار می شود بحار برای رفع یک نیاز در قرن یازدهم و دوازدهم نگاشته شده، کما اینکه کافی برای قرن سوم و چهارم نگاشته شده است. این به این معنا نیست که ما امروزه نمی توانیم از این کتابها بهره ببریم، این ها بهترین آثاری هستند که در دسترس ما هستند. ولی به معنای این است که ما امروز هم نیاز به نگارش یک جامع حدیثی داریم برای فضای امروز، متناسب با نیازهای امروز، متناسب با مسائل امروز، متناسب با ابزارها و امکاناتی که امروز در اختیار ما هست. باید ببینیم امروز اگر یک علامه مجلسی بحارالانواری بنویسد چه مختصاتی باید داشته باشد؟ چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟ به لحاظ محتوایی، به لحاظ مصادر، به لحاظ دسته بندی، به لحاظ بیان جزئیات، به لحاظ شرح و توضیح، به لحاظ مراجعه به آثار قدما، به لحاظ سند، به لحاظ متن، همه این ویژگی هایی که در بحارالانوار متناسب با امکانات و ابزار علامه مجلسی نگاشته شده باشد امروز باید ببینیم چی هست؟

n_behar4ز) نیاز به بحارالانوار متناسب با عصر امروز
به نظرم اگر امروز بخواهیم یک اثر حدیثی بنویسیم، یک کتاب حدیثی بنویسیم، ماموریت خودمان را به صورت کامل انجام ندادیم. جامع حدیثی امروز باید یک نرم افزار باشد، باید یک سایت باشد، شما در نرم افزار و سایت ابزارهایی در اختیار دارید که هیچ وقت در یک کتاب نمی توانید آن را ارائه اش بدید. ما امروز در نرم افزار جامع الاحادیث نسخه ۳٫۵ و در پایگاه نورحدیث برای احادیث یک ویژگی هایی ارائه کردیم که ما هیچ وقت در هیچ کتابی این ویژگی ها را نداشتیم و نمی توانیم داشته باشیم. مجموعه احادیثی که استخراج شده در پایگاه جامع الاحادیث حدود ۴۱۵ هزار حدیث است. شما هر کدام از این احادیث به لحاظ ماشینی می توانید مشابه هایش را در کتابهای حدیثی مختلف پیدا کنید، نیازی که علما در طی قرون مختلف داشتند و کتاب ظرفیت پاسخگویی به این نیاز را نداشت. شما اگر این را امروز بخواهید چاپ کنید نه ۱۱۰ جلد که ۱۱۰۰ جلد باید کتاب چاپ کنید و هیچ کس حوصله مراجعه به این کتاب را، حوصله حمل و نقل این کتاب را، هزینه خرید این کتاب را، هزینه چاپ این کتاب را ندارد. امروز جامع حدیثی ما مختصات متفاوتی است که این خودش یک جلسه دیگری می خواهد که بتوانیم به این موضوع بپردازیم.
درسایت نور حدیث از مجموعه کتب حدیثی شیعه ۴۱۵ حدیث تکراری استخراج شده که با امکانات ماشینی، بر اساس امکانات متن کاوی که مرکزتحقیقات کامیپیوتری علوم اسلامی به آن دست پیدا کرده، ما می توانیم لیست غیر تکراری اینها را تا حدی ببینیم. اگر به گزینه دسته بندی مراجعه کنید این ۴۱۵ حدیث تکراری به ۱۸۵ هزار حدیث غیر تکراری تبدیل می شود که بعضی از احادیث ممکن است در ۱۰ کتاب در ۱۵ کتاب تکرار شده باشند، بعضی از احادیث صرفا در یک کتاب ذکرشده اند و در کتابهای دیگر مورد اشاره قرار نگرفته است. چون مجموعه مهمترین مصادر حدیثی شیعه آنجا آمده ما ممکن است که از این ۴۱۵ هزار تا این را بشود با احادیثی که درکتابهای غیر حدیثی آمده که این هم در برنامه هست که به مرور اضافه شود. مثلا یک کتاب رجالی است و لابلای آن یک حدیث آمده در قرن سوم که اتفاقا این حدیث در کتابهای حدیثی ما نقل نشده. برخی اوقات در کتابهای اهل سنت، در کتابهای لغتشان از اهل بیت ما روایاتی را نقل کرده اند که ما اینها را در مصادر خودمان نداریم. برخی اوقات اهل سنت در کتابهای حدیثی خودشان از اهل بیت ما روایاتی نقل کرده اند که اینها در کتابهای حدیثی ما نیامده است. اینها مجموعه ای هست که به مرور باید اضافه شود. فرض کنید به ۴۵۰ هزار حدیث تکراری برسد، ولی بعید است که بیش از باشد. از آن طرف آن ۱۸۵ هزار تا هم الان به یک شیوه ماشینی غیر تکراری هایش در آمده؛ اگر یک کار دستی صورت بگیرد روی آن، طبیعتا تعداد باز هم کمتر خواهد شد. شاید چیزی حدود ۱۵۰ هزار ۱۰۰ هزار حدیث غیر تکراری ما بتوانیم بگوییم از اهل بیت، در مصادر خودمان داریم.
کارهای مختلفی دارد انجام می شود، من می خواستم به این جهت توجه بدهم. ببینید بعضی وقتها ممکن است ما نرم افزار را صرفا یک ابزار جستجو در نظر بگیریم بعد بگوییم نه، کتاب حدیثی بایدکتاب حدیثی نوشته شود. می خواهم بگویم جامع حدیثی امروز ما یک قابلیتهایی می تواند داشته باشد که این قابلیتها در قالب کتاب قابل عرضه نیست. یعنی ما امروز به یک نکته ای را که می خواهم به آن توجه بدهم این است، بعضی وقتها نگاه به نرم افزار خیلی ابزاری است می بینید صرفا یکی تایپ می کند، یک موتور جستجو هم روش می آید، کار دیگری نمی تواند بکند ابزار؛ در حالی که نه، یک مراحلی از پژوهشی که یک محقق انجام می دهد ابزار می تواند بعضی وقتها دقیقتر و کاملتر برای ما انجام بدهد. البته بازبینی انسانی را بعدش می خواهد یا یک نوعی از روابط بین محتواها را ابزار می تواند ارائه کند که شما در ارائه مکتوب هیچ وقت نمی توانید این ارتباط را نمایش بدهید. یعنی یک حدیثی که ۳۰ جا نقل شده، یک جا یک اعراب کم دارد، یک جا یک واو اضافه دارد، یک جا یک فا اضافه دارد، شما رابطه این ۳۰ تا را چطوری می خواهید نشان بدهید. حالا بعضی وقتها در یک کتاب با ده تا نسخه متفاوت مقابله می کنند، پاورقی هایش آنقدر زیاد می شود که اصلا حوصله رجوع به اینها وجود ندارد. ولی در نرم افزار شما می توانید این نسخه ها راکنار هم قرار دهید، هر کدام را با هرکدام خواستید مقایسه کنید، تفاوتهایش را ببینید، معنای تفاوتها را ملاحظه کنید، و ویژگی های دیگری که در آن وجود دارد. یعنی ما نه صرفا به معنای یک ابزار جستجو، به معنای یک ابزار واقعی پژوهش باید به ابزار های فن آوری اطلاعات توجه کنیم به خصوص در حوزه حدیث.
ح) نقش بحارالانوار در تفسیر قرآن کریم
شاید بشود گفت علامه مجلسی در بحارالانوار یک دوره تفسیر موضوعی نوشته اند و بسیار از این جهت کار ارزشمندی است و کمتر مورد توجه قرار گرفته است. با اینکه یکی دو کتاب و پایان نامه نوشته شده ولی آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفته است. ببینید دسته بندی آیات قرآن در حدود ۲۴۰۰ باب کتاب خودش یک تفسیر موضوعی است. شما آیات قرآن را در ۲۴۰۰ موضوع منتشر کنید بگویید راجع به این موضوع این ۵ تا آیه است راجع به این موضوع این ۱۰ تا آیه است این خودش یک اقدام در راستای تدوین یک اثر تفسیری هست، تفسیر موضوعی. روایات هر موضوعی را کنار آیاتش قرار داده اند، دوباره یک تفسیر روایی نوشتن است. تفسیر روایی دو معنا دارد؛ بعضی وقتها می گویند آیه ای که روایتی که این آیه در آن آمده را کنارش قرار دهیم بعضی وقتها می گویند نه روایاتی که به موضوع این آیه مربوط می شود، این کار خیلی وسیع تری است. علامه مجلسی آمده کنار هر آیه ای روایات مربوطه را گذاشته پس هم تفسیر موضوعی هست هم تفسیر روایی است و هم ایشان بعد از آوردن هر دسته از روایات می آید به شرح و تفسیر آن روایات می پردازد. روایات آن موضوع را کنار هم توضیح می دهد قبل از اینکه – آیات و روایات قاطی شد- ایشان آیات را که می آورد قبل از اینکه به روایات بپردازد قبل از اینکه به آن روایات بپردازد آن آیات را تفسیر می کند، یعنی یک تفسیر استقلالی از علامه مجلسی ما دوباره داریم یعنی سه مرحله تفسیر. ما سه تفسیر می توانیم استخراج کنیم از این کتاب ۱٫ تفسیر موضوعی ۲٫ تفسیرروایی و۳٫ یک تفسیر عادی، چون هر آیه ای را آمده توضیح داده است. یعنی یک اثر عظیم تفسیری هم نیز هست این کتاب. یعنی بازهم می گویم، در آن نگاه عمومی این کتاب را با عنوان یک جامع حدیثی می شناسیم والسلام، که حجم زیادی از روایات است متاسفانه در تصور ما ضعیف را در خودش گرد آوری کرده. این ویژگی به نظرم به خصوص اگر در مخاطبان ما طلاب و دانشجویان رشته حدیث و قرآن هم باشند به نظرم پایان نامه ها و آثار متعدد تفسیر و احادیث تفسیری را ما می توانیم از آن استخراج کنیم، خیلی از مطالب جالب را ما در این قالب یعنی۱٫ نوع نگاه علامه به تفسیر موضوعی ۲٫ نوع نگاه علامه به تفسیر روایی ۳٫ روش علامه در تفاسیری که ذیل هر آیه آورده و ذیل هر دسته از آیات آورده، به نظرم می شود آثار متعددی را استخراج و عرضه کرد.
عذر خواهی می کنم اگر مقداری طولانی شد امیدوارم قابل استفاده بوده باشد.

n_behar3

بازنویسی بحارالانوار متناسب به نیاز جوانان
آیا پیرامون بحارالانوار متناسب با نیاز امروز جوانان کاری شده است؟
تا جایی که خاطرم هست دارالحدیث یک کار قشنگی راجع به آثار فارسی علامه مجلسی انجام داده بود و آن کار این بود که این آثار را بازنویسی کرده بود، چون آثار که در این کتابها مطرح شده و قلمی که در این کتابها هست، یک مقداری با زمان ما فاصله دارد. بعضی وقتها ما درگیر موضوعاتی هستیم که در کتابها اینها را نمی بینیم، بعضی وقتها موضوعاتی اینجا طرح شده یا موضوعات به نحوی طرح شده که با شرایط ما یک مقداری متفاوت است. بازنویسی های خیلی زیبایی از آثار فارسی علامه مجلسی صورت گرفته، ولی در رابطه با بحار، آن که من به خاطر دارم، بهترین کارهایی که انجام شده، همین، صرفا ترجمه بحارالانوار است. شاید در برخی گزیده ها و اینها این اتفاق افتاده ولی الان اثر برجسته ای را خیلی به ذهن ندارم، به نظرم این می تواند از موضوعاتی باشد که در دستور کار انجمن قرار بگیرد که بتواند مجلدات مختلف بحار و موضوعات مطرح شده در بحار را با توجه به نیاز روز؛ ببینید ما اگر حدیث را – این مطلق است اختصاص به بحار ندارد- همانگونه اگر برداریم بیاوریم در جامعه امروز نه تنها واقعیت را به جوان امروز منعکس نکردیم، حتی ممکن است یک چیز غلطی را به او منعکس کنیم و او را زده کنیم، مثال بارزش که همه شما با آن آشنا هستید، روایت امام صادق ع و سفیان ثوری هست که سفیان ثوری امام صادق ع را دید که یک لباس تر تمیز و خیلی مرتب پوشیده اعتراض کرد گفت: جد شما از این لباسها نمی پوشید؟ داشت تمسک می کرد به سیره پیامبر، می گفت سیره پیامبر این نبود که لباس اینجوری بپیوشد. حضرت فرمود سیره پیامبر مفهومش را باید متوجه بشوی، پیامبر نمی گفت مثل من و از جنس لباس من بپوش. می گفت من به جنس لباس مردم زمان خودم لباس می پوشم پس تو هم به جنس لباس مردم زمان خودت بپوش. پس حدیث باید گویا در اختیار جوان ما قرار بگیرد. عرض می کنم بعضی از موضوعات در احادیث مطرح است ما اصلا آن موضوعات را امروز نداریم. یک سوالاتی مطرح است شما به صراحت در حدیث آنها را ندارید. اینها باید منطبق بشود، این انطباق کار مجموعه هایی است مثل انجمن حدیث حوزه البته انجمن حدیث حوزه یک مرکز فعالیت ستادی است، باید مراکز فعال در این حوزه را هماهنگ کند، بسیج کند، سمت و سو بدهد، ولی امیدواریم این اتفاق بیافتد وانجمن حدیث حوزه بتواند در این زمینه نقش خودش را به خوبی ایفا کند.

ایجاد پیوند بین فضای عمومی جامعه و فضای تخصصی حدیث
من ۱۱ سال خبرنگار هستم، اولین بار هست که در یک نشست علمی رسانه ای شرکت می کنم، هدف از برگزاری این نشست را به صورت مختصر بیان فرمایید.
ما تمسک می کنیم به همان اقدام مرحوم علامه مجلسی که عرض کردم از مجموع ۷۴ کتابشان -اگر درست خاطرم باشد- ۵۴ کتاب ایشان به زبان فارسی است، یعنی برای مخاطب عمومی نوشته شده نه برای جامعه علمی ما. ما واقعش با مشکلی مواجه هستیم و نباید آن را انکار کنیم و آن این است که فضای علمی ما از فضای زندگی ما یک مقدار جداست. نشان به آن نشان که علی رغم حضور این همه عالم و طلبه در شهر قم، ما شهر قم را به لحاظ سبک زندگی و معاشرت و اخلاق عمومی بهترین شهر نمی شناسیم، تعبیر دیگری نمی توانم از این ارائه کنم. در حالی که باید اینگونه باشد، با این همه عالم اخلاق، چرا فاصله هست با همه عالم حدیث چرا فاصله هست؟ چون همانطور که فرمودید نشستهای رسانه ای جدا برگزار می شود، نشست های علمی هم برای علما جدا برگزار می شود. به نظرم ما نیاز به یک پیوند داریم بین فضای عمومی ما و فضای تخصصی ما و آن یافته های فضای تخصصی ما باید برود به سمت اینکه در فضای عمومی هم منتشر شود و در اختیار عموم قرار بگیرد. علامه مجلسی یکی از مفاخر کشور ما هست، یکی از مفاخر فرهنگی ما هست، مفاخر علمی، مفاخر دینی، از هر جهتی حساب کنید؛ ولی ما چقدر تلاش کردیم برای معرفی این شخصیت و برای معرفی اثرش به جامعه مان، به نظر می رسد که در این زمینه نقائص زیای داریم. البته صرف این نشست ها کافی نیست ولی می تواند یک قدم در این راه انشاالله به حساب بیاید طبیعتا انجمن فعالیتهای دیگری دارد که امیدواریم که آنها هم به مرور به ثمر بنشیند و در قالب آثاری که در سطح عمومی منتشر می شود در قالب نشست هایی که در مراکز نسبتا عمومی و غیر تخصصی به معنای حدیثی اش برگزار خواهد شد در قالب کلاس های حدیث خوانی که دارند برگزار می کنند این فضای ترویجی حدیث یک مقدار آثارش را در جامعه ما نمایان کند.
نیاز توجه بیشتر به حدیث در حوزه علمیه
یک تصورات اشتباهی درباره بحارالانوار وجود دارد آیا برنامه ای ندارید که این برداشت ها و تصورات برداشته شود، آیا برنامه ای برای این دارید؟
آن هم شاید به همین برگردد یعنی در فضای تخصصی عرض کردم نمونه هایی که از حضرت امام نقل کردم یا علمای دیگر تصوری که از علامه مجلسی دارند الزاما تصور ناقص یا احیانا تصور غلط نیست، ولی در فضای عمومی ما خیلی بیشتر است، البته در فضای علمی ما هم این اشکال وجود دارد، آن هم به نقص توجه به حدیث و علوم حدیث بر می گردد. یعنی در حوزه های علمی ما متاسفانه حدیث به عنوان یک علم، کاملا جایگاه خودش را باز نکرده است. البته در این سالهای اخیر این وضعیت خیلی بهتر شده امیدواریم با فعالیتهای انجمن باز هم بهبود پیدا کند، ولی همیشه ما مثلا یک رشته علمی مثل فقه را مطالعه می کردیم کنارش به حدیث هم مراجعه میکردیم، غافل از اینکه یا کم توجه به این که خود حدیث و توجه به حدیث و تاریخ حدیث و آثار حدیثی، یک دانشی هستند یک نگاه استقلالی را می خواهد و الا یک تصور غلطی ممکن است گوشه ذهن ما شکل بگیرد و همیشه هم همرا ما بر فعالتیهای فقهی ما سایه بیافکند. این اشکال امیدواریم هم در حوزه های علمیه هم در نگاه عمومی انشاالله با فعالیتهای مراکزی که به صورت تخصصی در حوزه حدیث فعالیت می کنند از جمله در راس آنها انجمن حدیث حوزه امیدواریم روز به روز مرتفع شود و بهتر شود.

والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته